
بهت نمي گم که دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم
بهت نمي گم هر چي بخواهي بهت مي دم
چون همه چيز من تويي
نمي خوابم که خوابت رو ببينم چون خيلي خوشتر از خوابي
اگر يک روز چشمات پر اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني
صدام کن
قول نمي دم اشکاتو پاک کنم
منم باهات گريه مي کنم
اگر دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني
صدام کن
قول مي دم ساکت بمونم
اگر دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني
صدام کن
قلبم حالا خرابه وجود توست
اگر يک روز صدات کردم که بهت نياز دارم
بهم نگو کجايي ؟!
فقط يک لحظه چشماتو ببند بهم فکر کن

در خیال خویش
ریسمانی می بافم از جنس نور
رو به آسمان
نگاهم را هر شب می دوزم
به سمت تو
در این گوشه ی بی روزن
دلتنگم!
سرزنش مکن مرا
بیتابیم را ببخش
که این کنج خرابه
دل آسمانی من!
زمینیست هنوز!
از تاریکی می گریزم
وآغوش آفتابیت را انتظار! (تینا)
